خانه > گاه نوشت > راه آزادی ایران از فضای مجازی نمی گذرد

راه آزادی ایران از فضای مجازی نمی گذرد

نشستیم پشت این صفحات مجازی و از دریچه ی مانیتور به این دنیا نگاه می کنیم. چایی گذاشتیم کنار کیبورد، یه دستی به کیبرد می بریم و یه جرعه از چای می نوشیم  و به خیال خود مشغول مبارزه فعال با جمهوری اسلامی هستیم.

در رابطه با انتخابات مجلس نشستیم هی میگیم تحریم فعال، تحریم فعال! حالا اینرو با کی میگیم؟ با یکی آگاه تر از خودمون، هم من میدونم هم اون، که کسی تو انتخابات شرکت نمی کنه، ولی یه عده بی بصیرت به تصاویر صدا و سیما بسنده میکنن و میگن عجب مشارکتی شد. تو این بالاترین تقریبا همه آگاهن، ولی بیرون از اینجا خیلی ها هنوز نمی فمند. بیرون از اینجا اونایی که میفهمن درشون فقط نا امیدی وجود داره. بذر نا امیدی میون ملت پاشیده شده. با کوچکترین تنش همه میگن جنگ تو راه، با کوچکترین تحریم بازار به هم میریزه، حال هم قحطی در راه.

به اصل هر سرباز یک رهبر هر رهبر یک سرباز معتقد بودیم ولی به محض اینکه رهبرو گرفتن سربازا کاری از پیش نبردن. نشون میده که از استفاده از فضای مجازی به تنهایی نمیتونه انقلاب در ایران رو رهبری کنه.  بعد از هر باری که تظاهرات میخواستیم و نشد گفتیم آی ما بی عرضه ایم، بی غیرتیم! چه اندازه اطلاع رسانی کردیم که انتظار حماسه داشتیم؟ با موضوع داغ تو بالاترین؟؟ به یه پیج تو فیسبوک؟؟ نه آقا این حرفا کدومه؟ بالانرین یه لینکدونی بیش نیست، فیسبوک هم که اسمش روش، شبکه اجتماعی، مخصوصا برای ما ایرانیا که همیشه در محدودیت بودیم فضایی شده برای دوست یابی. به قول گفتنی با این سوسول بازیا نمیشه انقلاب کرد. مشکل ما این که فیسبوک و بالاترینو یه نمونه از جامعه ایران میدونیم، فکر می کنیم چون اینجا همه خبر دارن، جامعه هم حتما همینه دیگه. اینجا نه مصر نه تونس که اکثریت اینترنت داشته باشن، اینجا خبرنگار آزاد وجود نداره، راه انقلاب در ایران هنوز از پخش شب نامه می گذره.

ولی مشکل فقط اطلاع رسانی نبود، از حق نگذریم بی عرضگی هم کردیم. آخه دیگه چه اتفاقی باید پیش میومد که ما انقلاب می کردیم؟؟؟ خیلی بهانه داشتیم و داریم برای اعتراض، از همون اصلاحات بگیر که یه امیدی تو دل ملت زنده شد تا قتل های زنجیره ای و بستن مطبوعات، اینا کافی نبود؟؟ قبول اینا کافی نبود، اینکه یه رئیس جمهور دلقک بیاد جلو جمعیت بگه از کی اینجایید؟؟ هفت، هشت، نه، ده، یازده، باور کنید همین بس بود. اینم بس نبود؟؟ باشه، رای دزدی در انتخابات، کشتن ملت، تجاوز در زندان، زندانی کردن همراهان مردم، وضعیت بد اقتصادی، تحریم، خشک شدن دریاچه، از بین رفتن منابع طبیعی، باج دادن به روسیه، در اختیار قرار گرفتن بازار کشور برای چین، از دست دادن دریای خزر، این که یه دنیا فکر می کنه ما تروریستیم، اینکه هر لحظه امکان داره بمب بخوره تو سرمون، بس نبود؟؟ جالب اینجاست، خودمون سی ساله این حکومتو تحمل کردیم، از کشور های خارجی هم انتظار داریم این حکومتو تحمل کنن. اصلا دوست ندارم به ایران حمله شه، ولی اگه بشه از اولین کسی که شاکی میشم، خودمم نه کشور های خارجی، ما تحمل کردیم دلیلی نداره اونا تحمل کنن، اونا به فکر منافعشون هستن. سرنوشت هر ملتی در دستان خودش، ما میتونیم سرنوشت خودمون رو خودمون رقم بزنیم، ولی نمیخوایم، نمیخوان، نمیشه، نمیدانم.

 فقط خواستم یک دل سیر غر بزنم، سر خودم، ملت، سر چرخ روزگار که چرا وضع ما باید این باشه. تو این غرنامه زیاد از این شاخه به اون شاخه پریدم، پوزش!

اگر مایه ی زندگی بندگی است *** دو صد باره مردن به از زندگی است

بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم *** برون سر از این بار ننگ آوریم

  1. ژانویه 13, 2012 در 17:42 | #1

    تن دادیم به تنیدن تارهای تاریکی/ بیتفاوتی مردم و عادتشون به تو سری خوری و دم برنیاوردن هزینه وحشتناکی رو برای ایران رقم میزنه هر چه دیرتر بلند شیم هزینش برای خودمون و کشور زیادتر میشه

    کلا مردم باحالی هستیم آقا خیلی باحال سی ساله تو سری خوردیم خایه نکردیم حرف بزنیم اعتراض کنیم دو تا عر ب خودشونو سوزوندن ملتتشون حکومتو عوض کردن ما چی؟! کشتن تجاوز کردن اعدام زندا نو هزار بلای دیگه رو سرمون اوردن خفه خون گرفتیم بنیزین و کردن چهارصد تن دادیم بهش کردن هفتصد تن دادیم بکنن دوهزار هم تن میدیم میدونی چرا؟ چون بی وجود تر از این حرفاییم چون ادعامون کون خر رو پاره میکنه اما در عمل هیچی نیستیم من ما شما تا وقتی که نسبت به سرنوشت کشور و خودمون بیتفاوت باشیم همین اوضاع ادامه داره
    شرمنده از اینکه جملات زشتی بکار بردم واقعا قاطیم ghorghoru عزیز اون جملات نازیبا رو هم اگه صلاح دیدی ویرایش کن

  2. ژانویه 13, 2012 در 17:49 | #2

    این وبلاگ تا مدتی یا شاید تا همیشه به روز نمی شود.
    امروز کلمات نازیبا هم سانسور نمی شود
    هر چه میخواهد دل تنگت بگو

  3. امیر
    ژانویه 15, 2012 در 00:18 | #3

    لحن همه در این صفحه مثل سربازهای امید بریده که پلاکهاشونو دارن تحویل می دن و آماده ی پکیدن شدند شده. ولکام تو زامبی تاون

  4. ژانویه 15, 2012 در 00:25 | #4

    کاملا با حرفات موافقم رفیق…فعالیت بیرون از دنیای مجازی…بهترین راه برای رسیدن به آزادیه….واقعا راه آزادی از فضای مجازی نمیگذره

  5. ناشناس
    ژانویه 15, 2012 در 00:59 | #5

    salam
    bad az modatha yeki boghzesh tarkid!! khodaroshokr ke dare cheshme javonhaye ma az manitorha joda mishe va dare vagheyetha ye jameeye Irani ro mibine.kheili talkhe ama bazam noghteye omidiye. darin dorost khodemono moarefi mikonim be donya.albate mardome in var Irani jamaato khob mishnasan ma khodemon bodim ke to bade ghorore 2500 salamon gij bodim.
    damet garm.

  6. ازادي خواه
    ژانویه 15, 2012 در 15:26 | #6

    سامان گرامي حرف دل ما را زدي دست مريزاد حتي يكنفرهم ميتونه با شب نامه خيلي ها رو اگاه كنه
    درضمن من نميتوانم در بالاترين نظربزارم شايد ازادي بيان در اونجا نقص ميشه

  7. مهیاریان
    ژانویه 15, 2012 در 18:37 | #7

    اگه کسی رو میشناسید بگید فضای مجازی رو کاملا بذاره کنار

    اگر همین بالاترین نبود امروز خیلی جلوتر از این حرفها بودیم

  8. arash
    ژانویه 19, 2012 در 10:35 | #8

    درود
    سامان جان درست میگی ولی مشگل بزرگتر از این حرفاست
    یکی از این مشکلات اینه که جون عزیزه و صد البته خون ما رنگین تر از خون سسهراب و ندا و …
    دویمن مشکل را با یه نگاه به نوع رفتار مردم متوجه میشیم خیلی ساده دلار شده 1700 مردم دارن له له میزنن یه 500 دلار از دولت بگیرن و روش یه 200 هزار تومن سود کنن
    همه از وضع بد خودرو های تولید داخل مینالن ولی این همه آشغال که تولید میشه حتی یه دونش رو دست خودرو سازا نمی مونه
    این مردمی که من میشناسم حالا حالاها دوزاریشون جا نمیره باید از گرسنگی بیفتن به جون هم شاید یه تکونی بخورن
    همه منتظرن یکی بیاد آزادی رو بهشون تقدیم کنه ولی باید بدونن هر چیزی یه قیمتی داره، آزادی، اقتصاد خوب رهایی از دست نوکیسه های حاکم بر این آب و خاک قیمتش خونه، درخت آزادی با خون آبیاری میشه، این انقلابهای سبز، سفید، صورتی و یا مخملی و فاستونی مال ایران و آخوندو این تیپ آدما نیست
    باید دست رو زانوهای خودمون بزاریم و از جامون بلند بشیم و اگر نه تا ابد همین آش و همی کاسه است
    یزرگترین خیانت به این مردم همین اینترنت و ماهواره و امثال هم بود، که اگر اینا نبودن یه ده دوازده سالی بود که داشتیم این مملکت و از نو میساختیم و البته بدون وجود آخوند و مفتی و مفت خور و از همه مهمتر اینکه تو کشوری که هزاران هزار کاوه داره چشم ندوخت بودیم به این کشور و اون کشور که بیان مارو از دست زحاک آزاد کنن

  1. ژانویه 15, 2012 در 20:14 | #1
  2. ژانویه 16, 2012 در 06:51 | #2

دیدگاهم را در متن گفته ام، اینجا نوبت شماست و بیشتر شنوا هستم

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.